على ربانى گلپايگانى

426

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

و واقعيت عينى است ، معقولات ثانيه فلسفى ناميده مىشوند . وجود و همهء صفات حقيقى آن مانند عليت ، معلوليت ، وحدت ، كثرت ، قوه ، فعل و نظاير آنها و حتى مفهوم عدم و معدوميت و مفهوم ماهيت نيز معقولات ثانيه فلسفى هستند . معقولات ثانيه فلسفى ، همان مفاهيمى هستند كه مسائل فلسفه اولى را تشكيل مىدهند . اين مفاهيم گرچه به طور مستقيم از واقعيت‌هاى خارجى انتزاع نشده‌اند ، و به همين جهت معقولات اوليه نيستند ، ولى از طرف ديگر مانند معقولات ثانيه منطقى هم نيستند كه ناظر به ذهن و مفاهيم ذهنى باشند بلكه ناظر به واقعيت‌هاى خارجى و حكم يا خاصيت عقلانى آنها بشمار مىروند . بنابراين معقولات ثانيه فلسفى حكم برزخ ميان معقولات اوليّه و معقولات ثانيه منطقى را دارند ، معقولات اولى و معقولات ثانيه منطقى جز در كلى و معقول بودن اشتراكى ندارند ، ولى معقولات ثانيه فلسفى با هريك از آن دو به گونه‌اى مشابهت دارند . ويژگى معقولات ثانيه منطقى ، اين است كه از طريق تماس مستقيم ذهن با خارج ( از طريق حواس ظاهرى يا باطنى ) براى ذهن حاصل نمىشوند ، معقولات ثانيه فلسفى نيز اين‌گونه‌اند . از طرفى معقولات اوليّه ناظر به واقعيت‌هاى خارجى هستند ، معقولات ثانيه فلسفى نيز اين‌گونه‌اند . ولى در عين حال با هريك از آن دو هم متفاوت مىباشند : تفاوت آنها با معقولات ثانيه منطقى اين است كه معقولات منطقى به هيچ وجه ناظر به خارج نيستند و صرفا مربوط به مفاهيم ذهنى مىباشند ، در حالى كه معقولات فلسفى ناظر به واقعيت‌هاى خارجى مىباشند ، نه مفاهيم ذهنى . و تفاوت آنها با معقولات اوليه اين است كه هريك از معقولات اوليه عنوان خاصى براى نوع خاص يا جنس يا مقولهء خاصى از ماهيات خارجى مىباشند و انطباق آنها بر مصاديق خارجى از قبيل انطباق نوع يا جنس يا مقوله ( جوهر يا عرض ) بر مصاديق خود مىباشد . ولى معقولات ثانيه فلسفى :